یـا شـهـیـد
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
630

امان از شام …

به گزارش یا شهید ،حسن شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر ،در بغداد ، دمشق ، غوطه شرقی ، قنیطره ، زینبیه و هر جای دیگری است که به وسعت خط مقاومت اطلاع رسانی لازم داشته باشد.نام او هشت سال است که با آتش و خون و حماسه پیوند یافته و او را صدای گویای مقاومت […]

به گزارش یا شهید ،حسن شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر ،در بغداد ، دمشق ، غوطه شرقی ، قنیطره ، زینبیه و هر جای دیگری است که به وسعت خط مقاومت اطلاع رسانی لازم داشته باشد.نام او هشت سال است که با آتش و خون و حماسه پیوند یافته و او را صدای گویای مقاومت کرده است.در آخرین نوشته وی در فضای مجازی ، روایت ماندگاری از آخرین لحظات مجاهدت یک مدافع حریم آل الله ،شهید مهدی صابری به چشم می خورد.نوشتاری که به نقل از او، شنیدن صدایش آتش به جانش افکنده و وی را بر آن داشته تا حماسه این صحنه ماندگار را به تصوبر بکشاند.باشد که سرخی خون ریخته شده مجاهدان راه خداو مدافعان حریم آل الله در سرزمین های شام ، نشانی باشد از سرخ فامی آسمان زندگی آینده بشریت؛ که نوید طلوعی عنقریب است  …

 فایل صوتی جانسوزی بدستم رسیده است  از مدافع حرم،شهید مهدی صابری دقایقی پیش از شهادت ، در چند ده متری تروریست ها جانم سوخت از شنیدن صدایِ شهیدمهدی صابری…

 

 

10983684_908254395899697_1883410101_n

شهید مدافع حرم مهدی صابری

 

” دقیقا مقابلمون، تکفیریهای لعنتی اند

تعدادِ زخمی هامون رفته بالا

دلمون گرمه به حضرت زینب

دو تا شهید دادیم، هشت تا زخمی، ولی دلمون گرمه که راه خوبی رو انتخاب کردیم

شارژِ موبایلم تموم شده، دیگه زیاد نمیتونم صحبت کنم 

چون مموری های گوشی ام رو برداشته بودم، حافظه ای برای ضبط فیلم ندارم .

نفس عمیقی می کشد و ادامه می دهد  :

اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده

یا حسین … اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید، از ته دل حلال کنید

خیلی بد کردیم ، خیلی 

بندگی خدا رو نکردیم …

  هق هق گریه امانش نمی دهد  .. با بغضی در گلو به سختی می گوید :


” خدایا بنده خوبی برات نبودم”

 شرایطِ سختیه 

گریٓم نه از ترس بود

از اینکه بندگی خدا رو نکردم بود.


یا حسینِ زهرا …

  صدای تک تیر اندازها قطع نمی شود ، ادامه می دهد :

این خمپاره اخری، یکی از بچه ها، پای چپش قطع شد

دستام الان پر خونه 

موبایلم هم، همینطور

الان پایِ قطع شدش، یه طرف، تنش یه طرف .. “یا حسین، یا حسین” …

 گویا یکی از نیروهایش اجازه عقب نشینی می خواهد ، فریاد می زند  :

نه نه ! عقب نشینی تو کار نیست، سنگر رو حفظ کن ! سنگر رو حفظ کن !!!

 در اخر، پشت بیسیم از هم رزمانش می خواهد اگر میتوانند کسی را بفرستند که برایشان اب ببرد:

 غلامحسین ابوعلی میتونی کسی رو بفرستی یه قدری آب برای ما بیاره؟
 آب خودمون هیچی نداریم برادر

پاسخ منفی است !می گوید :

یا علی ، کربلا، یا علی کربلا … .

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: