یـا شـهـیـد

نویسنده: خیبر

اسد همه زندگی ام بود …

ثمره یک عمر زندگی اش ،فقط یک فرزند پسر است که؛آن راهم صادقانه بر طبق اخلاص گذاشته و با خدا معامله کرده است.لب که می گشاید ؛آه برآمده از دل تنهایش ،واژه های بی کسیش را بیشتر رخ می نمایاند و نم گاه به گاه نشسته بر چشمانش را هویداتر می سازد… خاطرات روزهای بودن […]

بازدید : 3521
مادر دعا کن یه ضرب شهید بشم

خرین باری که سید داشت میرفت جبهه رو به من کرد و گفت مادر جون چقدر من رو دوست داری. گفتم مادر این چه حرفییه داری میزنی. مادر اینقدر بچه اش رو دوست داره که اگر یک سوسک رو دیوار ببینه میگه پس رو بچه ام میترسه. گفت مادر جان به همون اندازه که دوستم […]

بازدید : 1533
اولين شهيد نيروي هوايي با خون خود افطار كرد

خلبان شهيد محمد نوژه در هشتم فروردين ماه 1324 در تهران متولد شد و تنها 18 سال داشت كه به استخدام نيروي زميني ارتش درآمد. او پس از گذراندن دوره‌هاي آموزش نظامي و دريافت درجه ستوان دومي از آنجا كه علاقه وافري به آموختن فن خلباني داشت داوطلبانه به نيروي هوايي پيوست، نوژه در مدت […]

بازدید : 1981
امام رضا حافظ فرزندم بود …

نگاهش بسان برکه ای ساکن ، آرام است و مطمئن. مدام لابه لای گفتگو هایش ،سر به آسمان بلند می کند ؛ دیدگانش را به ابرهای متراکم بالای سرش می دوزد و لبانش را به جمله الهی شکر متبرک می سازد… عزت و احترامش را ،سر فرازی اش را ،مدیون فرزندی می داند که ؛پائیز […]

بازدید : 3918
کسی نباید صدای گریه ام را می شنید …

چهره اش نورانی است که ؛نشان ایمانی محکم است و لایق قربانی دادن.دامنش محل معراج و دستانش پلکان عروج.مادر شهید است و تقدیری اگر هست؛ به واسطه فرزندی است که جانش را در جهاد فی سبیل الله تقدیم معبود نموده است.اما او کار بزرگتری انجام داده،او دل کنده از هر آنچه که زندگی اش بوده […]

بازدید : 3694
هوای گریه هایم کاش بوی شفاعتش را بگیرد …

چون روزهای نخست آسمانی شدن فرزندش،داغ دلش جدید و تازه است.اینک او ،به جای آنکه در لابه لای سخنانش اشک بریزد ؛در اثنای اشک ریزان چشمانش ،سخن می گوید… لهیب زبانه های آتشی که در جان او شعله ور شده ،تمام وجودش را دربر گرفته و عمری، به درازای تمام سالهای ندیدن و نبودن فرزندش […]

بازدید : 3082
شهید سعید است و شهادت سعادت …

ترانه عاشقانه ای است ؛زندگی انسانی که زمین و آسمان در یک روز و یک ماه آمدن و رفتننش را به یکدیگر تبریک گفته اند.تاریخِ مُهر تولد و شهادت یکسانی که بر برگه های شناسنامه اش حک شده ؛گویای اقبال بزرگی است که خداوند تنها ارزانی جانهای عاشقش می کند .آنجا که 27 امین طلوع […]

بازدید : 3204
معبری که با سوختن یاران ما باز شد.. و مهران آزاد شد

دیدم دو نفر دولا دولا از سمت دشمن و از داخل معبر به سمت ما می آیند . به ما رسیدند و خودشون رو روی طناب معبر روی زمین انداختند.تمام سر وصورت ولباسهای اونها سوخته بود اونها بچه هایی بودند که به عنوان تامین و حفاظت از بچه های تخریب جلو رفته بودند.گفتم چه خبر؟؟؟در […]

بازدید : 2621
آقاجون….به خاطر شهداء بیا

یکی دو ماه به شهادتش مونده بود که صبح جمعه ای بچه های تخریب رو توی صبحگاه گردان در پادگان امام علی(ع) سنندج به خط کرد. حاجی خیلی نسبت به سر وقت اومدن بچه ها حساس بود اون ایام ابوی ما هم در گردان بود و تا از حسینیه بیرون بیاد طول کشید و با […]

بازدید : 2401
فرمانده گردانی که لیست 210 شهید را از امام زمان (عج) تحویل گرفت

ماجرا به این صورت بود که عرض میکنم  : فرمانده یکی از گردانهای لشگر خواب بوده ، از خواب بیدار میشه ،  بعد قلم و کاغذ میخواد و به شدت شروع میکنه به گریه کردن وبدنش میلرزه ، عرق میکنه . بچه ها ازش میپرسن چی شده  ، میگه … ماجرا به این صورت بود […]

بازدید : 1864