یـا شـهـیـد
گروه اخبار
۰۱ مرداد ۱۳۹۵
449

یادواره شهدای عملیات سراسری برگزار گردید

صبح امروز اول مردادماه مراسم یادواره شهدای عملیات سراسری با حضور یادگاران هشت سال دفاع مقدس در سالن همایش گلزار شهدای تهران برگزار گردید. به گزارش یاشهید ، صبح امروز مراسم یادواره شهدای عملیات سراسری با حضور فرماندهان و رزمندگان لشگر ده سیدالشهدا(س) در سالن همایش گلزار شهدای تهران برگزار گردید. این گزارش حاکیست : اسدی […]

صبح امروز اول مردادماه مراسم یادواره شهدای عملیات سراسری با حضور یادگاران هشت سال دفاع مقدس در سالن همایش گلزار شهدای تهران برگزار گردید.

به گزارش یاشهید ، صبح امروز مراسم یادواره شهدای عملیات سراسری با حضور فرماندهان و رزمندگان لشگر ده سیدالشهدا(س) در سالن همایش گلزار شهدای تهران برگزار گردید.

این گزارش حاکیست : اسدی از مسئولان ستاد کنگره شهدای لشکر سیدالشهدا(ع) در این مراسم گفت: ما به دنبال این هستیم تا حماسه شهدای عملیات دفاع سراسری ثبت شود و نگذاریم یاد شهدای پس از پذیرش قطعنامه به فراموشی سپرده شود.

وی افزود: اتفاقی که در جاده اهواز – خرمشهر رخ داد، عجیب است. اگر حماسه لشکر ۱۰ اتفاق نمی افتاد چه بسا سرنوشت جنگ تغییر می کرد و در تاریخ ۱ مرداد سال ۶۷ دوستان و همرزمان آن حماسه ی کم نظیر را خلق کردند.

اسدی بیان داشت: در جریان آن حماسه، حدود ۲۸ رزمنده در کامیونی بودند که بر اثر اصابت گلوله ای، ۵ سید به شهادت رسیدند که در سه راه کوشک یادمانی برای این شهدای خمسه سادات در حال ساخت است.

سعیدی یکی از فرماندهان لشکر سیدالشهدا(ع) در دوران دفاع مقدس نیز در این مراسم به ذکر خاطراتی از شرایط پس از پذیرش قطعنامه و عملیات دفاع سراسری پرداخت و گفت: ۲۷ تیر سال ۶۷ در جزیره آبادان بودیم. وقتی خبر پذیرش قطعنامه اعلام شد، غوغایی شد. فرمانده و بسیجی هرکسی در گوشه ای از نخلستان های آبادان نشسته بود و گریه می کرد. هرکس از خود می پرسید خدایا من کجا از فرمان رهبرم سرپیچی کردم و در انجام وظیفه ام کوتاهی کردم.

وی افزود: هر گوشه ای قدم می زدی بسیجی هایی را می دیدی که با خود خلوت کرده بودند و گریه می کردند. بعد از یکی دو ساعت نگاه سنگین رزمنده ها را می دیدم که تکلیف چیست؟ به نظرم رزمنده ها در ذهن خودشان از من به عنوان فرمانده سوال می کردند که چرا ما را به خوبی هدایت و فرماندهی نکردی؟

سعیدی خاطرنشان کرد: روز بعد نیروها را جمع کردیم و با آن ها صحبت کردم. تا اینکه در روز ۳۱ تیر اعلام آماده باش شد و گفتند ممکن است دشمن مجدد حمله کند. من گفتم با ۲ گردان از جزیره آبادان دفاع می کنم و با نیروها نیز صحبت کردم که اگر دشمن حمله کرد باید تا پای جان مقاومت کنید.

این فرمانده لشکر سیدالشهدا(ع) گفت: ساعت ۱۲ شب از روی بلندی آتش های دشمن بعثی را دیدم. صبح خبر دادند که عراق توانسته تا جاده اهواز – خرمشهر بیاید. از خط بازدید کردیم و دستور دادیم نیروهایی که در عقبه بودند به خط بیایند. روز دوم رزمندگان را مامور کردم که به خط دشمن بزنیم و با توجه به شرایطی که بود گفتم هرکدام از شما فرمانده اید و باید دشمن را به عقب برانیم.

وی ادامه داد: با سردار خادم هماهنگ کردیم که از دو مسیر به دشمن بزنیم و آن ها را قیچی کنیم در حالی که دشمن نیز به راحتی می توانست ما را قیچی کند چون امکانات ما بسیار کم و گرمای هوا طاقت فرسا بود. آنجا رزمنده ها با جان و دل جنگیدند و آن احساس دینی که بر گردنشان بود را ادا کردند. در نهایت دشمن عقب نشینی کرد و طی روزهای بعد با انجام ۲ عملیات توانستیم دشمن را به خط مرزی برسانیم و نگذاریم وجبی از خاک کشورمان  در دست دشمن باقی بماند.

لازم به ذکر است در انجام عملیات دفاع سراسری و الغدیر ۱۸۰ نفر از رزمندگان لشکر سیدالشهدا(ع) به شهادت رسیدند.

 

600000000
1 2 3 4 5 6 7

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: