یـا شـهـیـد
گروه اخبار
۰۵ شهریور ۱۳۹۵
1146

تشییع پدر شهیدان صادقی در گلزار شهدای تهران

صبح امروز پیکر مطهر پدر شهیدان صادقی با حضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران در گلزار شهدای تهران تشییع شد. به گزارش یاشهید ، صبح امروز پیکر مطهر حاج محمدعلی صادقی پدر شهیدان علی اکبر و علی اصغر صادقی صبح امروز با حضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران طی مراسم باشکوهی از سی […]

صبح امروز پیکر مطهر پدر شهیدان صادقی با حضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران در گلزار شهدای تهران تشییع شد.

به گزارش یاشهید ، صبح امروز پیکر مطهر حاج محمدعلی صادقی پدر شهیدان علی اکبر و علی اصغر صادقی صبح امروز با حضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران طی مراسم باشکوهی از سی متری جی تهران تشییع و در قطعه ایثارگران آرام گرفت.

این گزارش حاکیست : مراسم سوم آن پدر بزرگوار روز یکشنبه ۷ شهریورماه از ساعت ۱۷الی ۱۹ در مسجد قمربنی هاشم (ع) واقع در خیابان سی متری جی روبروی بانک ملی برگزار میگردد. ضمنا مراسم هفتم آن مرحوم روز پنج شنبه ۱۱ شهریورماه از ساعت ۱۵/۳۰ الی ۱۷ در همان مکان برگزار میگردد.

شهید حاج علی اکبر صادقی فرمانده ستاد و پیک لشکر ۲۷ محمدرسول ا… نهم خرداد ۶۷ در عملیات بیت المقدس شش در شاخ شمیران به درجه رفیع شهادت نائل آمد و شهید علی اصغر صادقی ۲۵ دی ماه ۱۳۶۶ در عملیات بیت المقدس منطقه ماووت عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مادر این شهیدان مى گوید: زمانی که على اکبر در بیمارستان بقیه الله تهران بسترى بود، چون تعداد عیادت کنندگان او زیاد بود براى رعایت حال دوستان و علاقه مندان او سعى مى کردم اکثرا از پشت شیشه اتاق، فرزندم را ببینم، گاهی هم دو سه دقیقه مختصر کنار او مى ایستادم و بر مى گشتم. پس از اینکه اکبر در بیمارستان به شهادت رسید و او را براى غسل به غسالخانه بردند باز هم وقتى براى دیدن او به غسالخانه رفتم، این فرصت را در اختیار دیگران گذاشتم.

هنگامى که در بهشت زهرا((علیها السلام)) مى خواستند ایشان را به خاک بسپارند و داخل قبر بگذارند احساس کردم زمان وداع آخر با فرزند دلبندم فرا رسیده است. خیلى دلم شکست چون مى دیدم مدتهاست او را با چشم باز ندیده ام. در این هنگام پسر دیگرم در داخل قبر بند کفن او را باز کرد تا صورتش را روى خاک بگذارد.

 من که بالاى قبر ایستاده بودم، در همان لحظه به امام حسین((علیه السلام)) متوسل شدم و گفتم: یا اباعبداالله((علیه السلام)) من در این مصیبت فرزندم گریه و زارى و شیون نمى کنم. تو هم در کربلا به بالین فرزندت على اکبر رفتى و مى دانی که چه حالى دارم و چه اشتیاقى دارم که یکبار دیگر روى فرزندم را ببینم و به چشمان او نگاه کنم. بعد عرض کردم خدایا از تو مى خواهم عنایتى کنی تا فرزندم چشمانش را باز کندتا من مانند دوران حیاتش یک بار دیگر براى آخرین بار به چشمانش نگاه کنم. بعد امام حسین((علیه السلام)) را قسم دادم که به حق على اکبر دوست دارم چشمان فرزندم را که بسته است مانند زمان حیاتش باز ببینم و به آن نگاه کنم.

در همان لحظه مشاهده کردم چشمان فرزندم به مدت چند ثانیه باز شد و به من نگاه کرد و بعد هم چشمان خود را بست. هم فرزندم که داخل قبر بود و هم کسانی که در اطراف من در بالاى قبر بودند این معجزه خداوند و عنایت امام حسین(ع) را به چشم خودشان دیدند و خوشبختانه عکاسی که در آنجا بود از این حادثه باورنکردنى چند عکس پشت سر هم گرفت.

 1 2 3 4

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: