یـا شـهـیـد
گروه اخبار
۰۴ آبان ۱۳۹۵
322

زمزمه دعای ندبه به یادشهید فهمیده در مهدیه شهدای بهشت زهرای تهران

دعای ندبه این هفته ۷ آبان ماه به یاد شهید محمدحسین فهمیده در مهدیه شهدای بهشت زهرای تهران برگزار میگردد. به گزارش یاشهید ، دعای پرفیض ندبه این هفته به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت نوجوان شهید محمدحسین فهمیده صبح جمعه ۷ آبان ماه ساعت ۷/۱۵  باحضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و عاشقان […]

دعای ندبه این هفته ۷ آبان ماه به یاد شهید محمدحسین فهمیده در مهدیه شهدای بهشت زهرای تهران برگزار میگردد.

به گزارش یاشهید ، دعای پرفیض ندبه این هفته به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت نوجوان شهید محمدحسین فهمیده صبح جمعه ۷ آبان ماه ساعت ۷/۱۵  باحضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و عاشقان و منتظران حضرت مهدی(عج) در مهدیه شهدای بهشت زهرای تهران برگزار میگردد.

درپایان این مراسم خانواده های معظم شهدا و ایثارگران باحضور برسرمزار این نوجوان شهید بانثارگل و قرائت فاتحه یادوخاطره اش را گرامی میدارند.

این گزارش حاکیست :شهیدمحمد حسین فهمیده، فرزند محمد تقی در سال ۱۳۴۶ در خانواده‌ای مذهبی در محله پامنار شهر قم چشم به جهان گشود.

وی دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین، شهید شد، با صفا و صمیمیت و در زیر سایه محبت و توجه پدر و مادری مهربان، سپری کرد.

محمد حسین در سال ۱۳۵۲، به مدرسه رفت و کلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. سال پنجم ابتدایی و اول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه در این شهر گذراند.

در همین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وی نیز، مانند میلیون‌ها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی گردید.

فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان اتفاق افتاد. خود را به کردستان رساند، ولی به دلیل کمی سن، برادران کمیته او را باز می‌گردانند و درصدد برمی آیند که در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگر از شهرستان کرج خارج نشود.

ولی او رضایت نمی دهد و خطاب به آنان می‌گوید که خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید، به هر کجا که باشد، آماده رفتن هستم.

در همان روزهای نخست جنگ تحمیلی، محمد حسین تصمیم می‌گیرد که به جبهه برود و با متجاوزان بعثی بجنگد. زمزمه رفتن را در خانواده و بین دوستانش می‌افکند.

در یکی از بیمارستان های کرج خود را به یکی از دوستانش که بستری بود، می‌رساند و با او خداحافظی می کند و از جبهه و جنگ برای او می گوید و تکلیف الهی خود را گوشزد می کند.

یک روزکه به بهانه خرید نان از منزل خارج شده بود، مبلغ ۵۰ تومان را به دوستش می‌دهد و از او می‌خواهد که نان را بخرد و به منزل آن ها ببرد و تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می‌گوید و از وی می‌خواهد که تا سه روز به خانواده‌اش خبر ندهد تا مانع رفتن او نشوند و سپس آن‌ها را مطلع کند.

امّا فهمیده بار دیگر در بیست و هفتم مهرماه طی مقاومت در برابر حمله‌های دشمن دوباره زخمی شد. او سر انجام در ۸ آبان ۱۳۵۹ در کوت شیخ درآن سوی شط خرمشهر کشته شد. و بقایای بدنش در قطعه ۲۴ گلزار شهدای تهران به خاک سپرده شد.

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: