یـا شـهـیـد
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
616

کتاب شنام …

کتاب “شنام” یک اثر خودنوشت از کیانوش گلزار راغب و بیان خاطراتش از دوران اسارات ۱۴ ماهه توسط حزب کومله در کردستان است که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. ماجرای این داستان برمی گردد به دوران دفاع مقدس و سالهای ۶۰ -۶۱ و اولین تجربه جنگی گلزار راغب که با اعزام او […]

کتاب “شنام” یک اثر خودنوشت از کیانوش گلزار راغب و بیان خاطراتش از دوران اسارات ۱۴ ماهه توسط حزب کومله در کردستان است که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. ماجرای این داستان برمی گردد به دوران دفاع مقدس و سالهای ۶۰ -۶۱ و اولین تجربه جنگی گلزار راغب که با اعزام او به مریوان و دفاع از مرزهای غربی در برابر گروه کومله و عراق شکل می گیرد. او در اولین عملیات به نام عملیات شنام به فرماندهی شهید احمد متوسلیان که در مریوان انجام شد زخمی می شود و به همراه برادر پاسدارش برای درمان عازم سنندج می شود که در بین راه توسط گروهگ کومله دستگیر می شوند.

بعد از دستگیری توسط کومله، دوران اسارات ۱۴ ماهه او شروع می شود. این دوران به صورت دوره گردی بوده و گروهک کومله ۳۰ -۴۰ نفری را که در اسارت داشتند از این روستا به آن روستا می بردند و همین طور این روند ادامه داشت تا زندان سردشت که دوران اصلی اسارت کیانوش در آنجا شروع می شود.

کیانوش گلزار در دوران اسارتش درگیر یک رابطه عشقی و احساسی نیز می شود و بین او و دختری کرد به نام شیلان رابطه ای عاطفی شکل می گیرد که پیگیری سرانجام این رابطه از جذابیت های این کتاب است. پرداختن به روابط اینچنینی در کتاب های با موضوع دفاع مقدس، آنهم در بحبوحه جنگ جزء اتفاقاتی است که کمتر کسی حاضر به بیان آن می شود.

 

شنام بر عکس تصور اولیه خواننده نه اسم مرد است و نه اسم زن. شنام، نام یکی از ارتفاعات مشرف به یکی از شهرهای عراق است و به معنای مرز موعود است. اما در جریان شنام می بینی که کیانوش گلزاری، کم کم “شنام” نامیده می شود.

شنام نه یک داستان است و نه یک رمان. خاطره است. یک خاطره واقعی که جلوه های داستانی زیادی دارد و مثل یک رمان آدم را تا آخر ماجرا می کشاند. این خاطره واقعی به قول خود نویسنده همه اش از منبع ذهنی است

چند فصل اول، شنام مثل باقی کتاب های جنگ است، اما از فصل های میانی کتاب، “شیلان” دختری کرد وارد زندگی شنام می شود. از این پس عاشقانه ای را می خوانید که در کمتر کتاب جنگی دیده اید. عشقی پاک و انسانی و همین کتاب شنام را از همه کتاب های جنگی متمایز می کند.

shonam

قسمتی از متن کتاب را با هم مرور می کنیم:

…چند ساعت بعد بر یال قله ایستاده بودیم. امینی اوضاع منطقه را برایمان تشریح کرد و گفت: در خط مقدم و دره های مقابل، نیروهای عراقی مستقرن. در خط موخر و کوه های پشت سر، کومله و دموکرات حضور دارن. سمت چپ، دره سرسبز اورامانات قرار داره… و گروه “رزگاری” تو این دره مستقرند. توی همچین شرایطی حتی یک سر سوزن بی احتیاطی و انحراف خطرناکه.

محمد کارگر خندید و با لهجه اسدآبادی گفت: په خودمان کجانیم؟ امینی اشاره کرد و گفت: فقط همین صراط مستقیم بازه!”

 

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: