یـا شـهـیـد
۱۹ آذر ۱۳۹۳
479

دلتنگ نامه ای از یک همسر شهید …

به گزارش یا شهید به نقل از مشرق ، یک همسر شهید با سرودن غزلی با همسر شهید خود به گفتگو نشسته و حال و هوای خود را در این شعر زیبا برای او بازگو کرده است.      ……. در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه، از […]

به گزارش یا شهید به نقل از مشرق ، یک همسر شهید با سرودن غزلی با همسر شهید خود به گفتگو نشسته و حال و هوای خود را در این شعر زیبا برای او بازگو کرده است.

 

 

 …….

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟!
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو…
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،با یاد مهمانی که نیست…!

بعد تو این کار هر روز من است
باور این که نباشی،کار آسانی که نیست…!

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: