یـا شـهـیـد
گروه اخبار
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
390

ماجرای سیلی که شهید محلاتی در گوش مأمور بازجویی خود زد

فرزند شهید احمد مهدیزاده محلاتی فرزند شهید محلاتی در برنامه عیار ۲۴ که هر شب ساعت ۲۲ به مناسبت ایام دهه فجر از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می‌شود حاضر شد و به بیان ابعاد مختلف زندگی و شخصیت پدر بزرگوارش پرداخت. وی در رابطه با این که چرا وی را به نام مهدیزاده […]

فرزند شهید احمد مهدیزاده محلاتی فرزند شهید محلاتی در برنامه عیار ۲۴ که هر شب ساعت ۲۲ به مناسبت ایام دهه فجر از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می‌شود حاضر شد و به بیان ابعاد مختلف زندگی و شخصیت پدر بزرگوارش پرداخت.

وی در رابطه با این که چرا وی را به نام مهدیزاده و پدرشان را به نام شهید محلاتی می شناسند گفت: در گذشته وقتی طلاب برای تحصیل به قم می‌رفتند به آن شهری که از آن جا می‌آمدند شهرت پیدا می کردند به همین خاطر بود که پدر را نیز به نام محلاتی می شناختند پس از آن نیز ایشان به همین نام معروف شد.

به گزارش یاشهید ؛ به نقل از خبرگزاری حیات ، فرزند شهید محلاتی ادامه داد: راستگویی ، خداترسی و اخلاق حسنه از خصوصیات بارز اخلاقی پدر بود وی همیشه تلاش داشت تا پیرو خلق و خوی پیامبر(ص) باشد به همین دلیل حتی در مصیبت و بدترین شرایط نیز لبخند می‌زد و تلاش می کرد تا با جاذبه‌های اسلام دین را به نمایش بگذارد.

وی بیان داشت: شهید محلاتی در هیچ شرایطی دروغ نمی گفتند حتی اگر این راستگویی به ضرر ایشان تمام می‌شد به یاد دارم یک بار مأموران ساواک به داخل منزل ما حمله کردند و در حین بازرسی خانه کتاب تحریرالوسیله امام(ره) را که بر روی میز شهید محلاتی بود دیدند. در آن زمان داشتن این کتاب جرم محسوب می شد و ۱۰ سال زندان داشت. مأموران ساواک که سواد نداشتند تا بفهمند آن چه کتابی است از پدر پرسیدند نام این کتاب چیست؟

وی گفت: پدر در مقابل این پرسش سکوت کردند و هیچ چیز نگفتند من که سکوت پدر را دیدم بالافاصله پاسخ دادم که رساله عربی است و همین شد که آن مأموران ساواک دیگر پیگیر آن کتاب نشدند.

مهدیزاده محلاتی اظهار داشت: اگر دوستان وصیت نامه پدر را مطالعه کنند این جمله را خواهند دید که پدر بیان کرده اند “من زندگی ام را از راه منبر اداره کردم و از بیت المال استفاده نکردم مگر در زمانی که در زندان بودم” واقعیت هم این است که ایشان به شدت بر روی حساس بودند.

وی اضافه کرد: در زمانی که پدر نماینده مجلس بودند به ایشان گفتم پدر الان دارند ماشین می دهند شما نامه‌ای بنویسید تا ما بتوانیم ماشینی بگیریم، ایشان نگاه خشم آلودی به من کردند و گفتند من به خاطر کسی جهنم نمی روم.

مهدیزاده با اشاره به دیگر خصوصیات بارز شهید محلاتی بیان داشت: از دیگر ابعاد شخصیتی پدر، این بود که بسیار مهربان و دل رحم بودند، یک بار که ایشان به مدرسه ای که مخصوص ناشنوایان است یعنی مدرسه مرحوم باغچه بان رفته بودند از شدت ناراحتی و دلسوزی برای بچه‌های ناشنوا طاقتشان نگرفته بود و نتوانسته بودند با مدیر مدرسه صحبت کنند و بازگشتند.

وی گفت: پدر علی رغم این دل رئوف و مهربان سال‌های عمر خود را صرف مبارزه کردند و معتقد بودند که مؤمن باید “اشداء علی الکفار و رحماء بینهم ” باشد و همین اعتقاد را نیز خودشان رعایت می کردند. یک بار که وی را دستگیر می کنند و به همراه آقای رضوی به کلانتری می برند در حین بازرسی فرد بازجو به حضرت زهرا(س) توهینی می کند پدر همان لحظه با این که زندانی آن فرد بوده، بلند می‌شود و محکم به گوش آن فرد سیلی می زند و می گوید این سیلی را زدم تا یادت نرود که هرگز به حضرت زهرا(س) توهین نکنی.

یاشهید

احمد مهدیزاده محلاتی با بیان این مطلب که شهید محلاتی به شدت به امام(ره) علاقه داشتند اظهار داشت: حاج آقا در وصیت نامه‌شان جمله ای دارند که می گویند من به امام خمینی عشق می ورزیدم و امید دارم که ایشان در آن عالم شفیع من باشند. عملا نیز ایشان علاقه خود به امام را از همان ابتدا ثابت کردند.

وی افزود: زمانی که ما به قم رفتیم دقیقا روبه روی منزل امام خمینی خانه گرفتیم، به طوری که من با فرزند حاج حسین آقا باهم دوست بودیم، یکی از خاطراتی که از آن زمان به یاد دارم مربوط به زمانی است که امام(ره) از زندان آزاد شده و به قم برگشته بودند و چون تا خانه پیاده آمده بودند مردم آرام آرام از بازگشت آن ها مطلع شدند و به سمت خانه ایشان حرکت کردند.

مهدیزاده تصریح کرد: از آن جهت که خانه امام(ره) بسیار شلوغ بود ایشان به خانه ما آمدند و همان جا نیز شام خوردند اما ازدحام جمعیت باعث شده بود تا درب خانه ما هم بشکند و همه برای دیدار با امام به سمت خانه ما آمدند، در حقیقت با بیان این خاطره می توان درک کرد که علاقه امام(ره) از سال ها پیش در دل مردم وجود داشته اما در سال ۵۶، ۵۷ این علاقه رشد و نمو یافته و بروز یافت.

فرزند شهید محلاتی تأکید کرد: روش تربیت پدر، روشی انقلابی و اسلامی بود. البته ایشان هرگز ما را به هیچ کاری مجبور نمی کردند حتی تا زمانی که خودمان به ایشان سفارش نمی کردیم ما را برای نماز هم بیدار نمی کردند. هرگز هم اهل نصیحت‌های طولانی نبودند، زمانی که من برای تحصیل به خارج از کشور می رفتم تنها یک جمله به من گفتند و آن جمله این بود که” احمد خدا همه جا هست، سعی کن خلاف شرع نکنی”.

وی در پاسخ به سؤال مجری مبنی بر این که آیا شما آقازاده هستید گفت: من به پدرم افتخار می کنم اما لیاقت ندارم که مرا به نام ایشان بشناسند کما این که به دلیل عنوان مهدیزاده هم کمتر کسی ما را به اسم فرزندان شهید محلاتی می شناسد.

مهدیزاده محلاتی در ادامه برنامه، به دیگر سؤال مجری در رابطه با این مطلب که چرا این روزها کمی اصطلاح آقازاده بار منفی یافته است گفت: یک مقدار تقصیر خودمان است و مقداری هم صحت ندارد، البته برخی از بزرگواران هم در این رابطه از خود دفاع نکرده اند حالا شاید این دفاع نکردن را در شأن خود نمی دانند و یا در کل به حرف ها اهمیت نمی دهند.

وی ادامه داد: زمانی که من ازدواج کردم حتی از لحاظ مالی توان نداشتیم که به مهمان ها شام بدهیم اما بعد از مدتی شایعه کردند که در مراسم ازدواج فرزند آقای محلاتی به هر مهمان یک سکه دادند بنابراین همیشه از این حرف ها وجود دارد فقط باید این مردم خود مراقب باشند که در رابطه با هر حرفی تحقیق کنند و بعد آن را بپذیرند.

وی بیان داشت: این روزها بسیار تلاش می کنند تا چهره ترسناکی از اسلام نشان دهند و این در حالی است که فردی مانند شهید محلاتی اخلاق حسنه را از اخلاق پیامبر(ص) آموخته بود بنابراین اگر می خواهیم به نتیجه برسیم باید تنها به حرف ها عمل کنیم و اگر قدرت عمل کردن نداریم لااقل سکوت کنیم.

مهدیزاده در پایان در رابطه با نحوه شهادت شهید محلاتی گفت: ما به مکه رفته بودیم که خبر شهادت پدر را به من دادند البته در ابتدا گفتند که ایشان بیمار است اما من همان جا متوجه شدم که پدر به شهادت رسیده است. ایشان برای انقلاب بسیار زحمت کشید و مسلما نتیجه زحمات او نیز از سوی خداوند بی مزد نخواهد بود. کما این که در این دنیا نیز راه و رسم وی باقی است.

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: