یـا شـهـیـد

دسته: یادداشت

معجزه‌ای که «عباس» را برای شهادت زنده نگه داشت

برادر شهید «عباس کارگری» گفت: یک‌بار برای توپ‌بازی رفتیم بالای پشت بام، من در دروازه بودم که عباس توپ را به سمتم شوت کرد تا گل بزند، یک لحظه دیدم عباس و توپ نیستند، هر دو به حیاط افتاده بودند، با اینکه از ارتفاع چند متری افتاده بود، ولی اتفاقی برایش نیفتاد؛ نگاهش که کردم دیدم بلند شده و لباسش را می‌تکاند، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

بازدید : 133
آخرین عکس شهید تخریبچی که روی قله‌های سردشت ماندگار شد

آخرین تصویر شهید مجتبی اکبری‌نسب لحظاتی بعد از شهادتش در چهارم آبان بر روی قله‌ای در منطقه سردشت گرفته شد.

بازدید : 214
مادری که خود فرزند کم‌سنش را ثبت‌نام و راهی جبهه کرد

مادر شهید مظفری گفت: فرشید نوجوانی کم‌سن بود که برای حضور در جبهه بی‌تابی می‌کرد؛ اما سن کم، مانع ثبت‌نام وی می‌شد. تصمیم خود را گرفتم، به پایگاه بسیج رفتم و به هر طریقی بود نام فرزندم را به لیست رزمندگان اضافه کردم، لباس رزم او را پوشاندم و وی را رهسپار جبهه کردم.

بازدید : 216
۳۰ سال حضور روزانه و عاشقانه مادر شهید پای مزار فرزند

مادر شهید رضا برزگر یکی از مادرهایی است که ساعات و روزهای بسیاری را در کنار مزار پسر کوچکش در گلزار شهدای تهران می‌گذراند.

بازدید : 230
وسط هفته در گلزار شهدا چه می‌گذرد؟/ یک روز در میان از بندرانزلی به دیدار شهدا می‌آیم!

نمی‌دانم این عکس از کجا آمده‌بود داخل ماشین من! رویش نوشته‌بود: «شهید احمد پلارک». همسرم در اینترنت جست‌وجو کرد و با داستان این شهید آشنا شدیم؛ اینکه مزارش همیشه بوی عطر می‌دهد. خلاصه، به اینجا کشانده‌شدیم؛ این را می‌فهمم. وگرنه، ما ظهر چهارشنبه اینجا چه می‌کنیم…

بازدید : 219
راهنمای مزارگردی در قطعه شهدای بهشت‌ زهرا/ آفتاب از اینجا می‌تابد درست از پشت نام شما

اینجا همه فرزند روح‌الله هستند. خیلی‌ها همین که وارد قطعه شهدا می‌شوند به رسم ادب سر و سراغ از قطعه سرداران بی‌پلاک را می‌گیرند؛ ردیف‌هایی که حالا بیش‌تر از سی سال است آرامستان شهدای بی‌نام و نشان شده است.

بازدید : 146
غم و شادی بسیجی‌ها برای حاج احمد مهم بود/ ما هم آرزوی شهادت داریم

غم و شادی بسیجی‌ها و پاسدار‌ها غم و شادی حاج احمد غلامی بود، همیشه در هر ماموریتی همه هم و غمش را می‌گذاشت که تلفات حداقل باشد.

بازدید : 125
رضایت دادم فرزندانم به جبهه بروند/ شهادت همسرم را به پسرم تبریک گفتم

مادر شهیدان «رحیمی‌خرسند» گفت: یک روز به نماز جمعه رفتم، در آنجا برای اعزام به جبهه ثبت نام می‌کردند. به خانه آمدم و جریان را برای رضا تعریف کردم. رضا رفت و ثبت نام کرد.

بازدید : 121
«حسن» و «حسین» و «عباس» چگونه رفتند

هنگامی که روحیه شهادت‌طلبی در خانواده‌ای حاکم شود، فرق نمی‌کند در چه زمانه و دوره‌ای متولد شوید. تفاوتی نمی‌کند در کدام جغرافیا زیست می‌کنید و شرایط روز جامعه و کشورتان چه چیزی را طلب می‌کند…

بازدید : 121
وقتی یک خبرنگار تخریبچی لشکر سیدالشهداء شد+ عکس

داستان کوتاهی از زندگی یک خبرنگار تخریبچی که پر کشید.

بازدید : 168