یـا شـهـیـد

دسته: یادداشت

سردار شهیدی که در 10 سالگی پیش‌نماز شد/ دانشگاه الهیات من همین جبهه‌هاست

سردار شهید مصطفی مانیان که در 10 سالگی پیش‌نماز مدرسه و مکبر و مؤذن مسجد محله بود، چند ماه قبل از شهادت زمانی که همسرش خبر قبولی در رشته الهیات دانشگاه را تلفنی به او داد، بی‌درنگ پاسخ داد: دانشگاه الهیات من همین جبهه‌هاست. به گزارش یاشهید از اصفهان، چه دور است دنیای آسمانی دلاوران […]

بازدید : 402
حال و هوای ماه مبارک رمضان در گلزار شهدا

ساعت حدود هشت و چهل و پنج دقیقه شب است و خورشيد آرام آرام غروب مي كند تا مسلمانان روزه دار خود را براي افطار آماده كنند. اينجا بهشت زهراي تهران است جايي كه به بركت مزار شهداي هشت سال دفاع مقدس نام بهشت را از آن خود كرده است. در ميان درختان كاج و […]

بازدید : 418
یک گردش خاطره انگیز …

به گزارش یا شهید ،عکسی که مشاهده می کنید،خاطره ای است ثبت شده در دی سال ۶۴٫ شهید سید محمدرضا دستواره به همراه فرزند خود سید مهدی و فرزندان شهید محمد ابراهیم همت ،مهدی و مصطفی بر روی صندلی شهربازی در شهر قم تنگ هم نشسته اند و عکس یادگاری گرفته اند … همسر شهید […]

بازدید : 777
مادر دعا کن یه ضرب شهید بشم

خرین باری که سید داشت میرفت جبهه رو به من کرد و گفت مادر جون چقدر من رو دوست داری. گفتم مادر این چه حرفییه داری میزنی. مادر اینقدر بچه اش رو دوست داره که اگر یک سوسک رو دیوار ببینه میگه پس رو بچه ام میترسه. گفت مادر جان به همون اندازه که دوستم […]

بازدید : 562
اولين شهيد نيروي هوايي با خون خود افطار كرد

خلبان شهيد محمد نوژه در هشتم فروردين ماه 1324 در تهران متولد شد و تنها 18 سال داشت كه به استخدام نيروي زميني ارتش درآمد. او پس از گذراندن دوره‌هاي آموزش نظامي و دريافت درجه ستوان دومي از آنجا كه علاقه وافري به آموختن فن خلباني داشت داوطلبانه به نيروي هوايي پيوست، نوژه در مدت […]

بازدید : 754
معبری که با سوختن یاران ما باز شد.. و مهران آزاد شد

دیدم دو نفر دولا دولا از سمت دشمن و از داخل معبر به سمت ما می آیند . به ما رسیدند و خودشون رو روی طناب معبر روی زمین انداختند.تمام سر وصورت ولباسهای اونها سوخته بود اونها بچه هایی بودند که به عنوان تامین و حفاظت از بچه های تخریب جلو رفته بودند.گفتم چه خبر؟؟؟در […]

بازدید : 867
آقاجون….به خاطر شهداء بیا

یکی دو ماه به شهادتش مونده بود که صبح جمعه ای بچه های تخریب رو توی صبحگاه گردان در پادگان امام علی(ع) سنندج به خط کرد. حاجی خیلی نسبت به سر وقت اومدن بچه ها حساس بود اون ایام ابوی ما هم در گردان بود و تا از حسینیه بیرون بیاد طول کشید و با […]

بازدید : 757
فرمانده گردانی که لیست 210 شهید را از امام زمان (عج) تحویل گرفت

ماجرا به این صورت بود که عرض میکنم  : فرمانده یکی از گردانهای لشگر خواب بوده ، از خواب بیدار میشه ،  بعد قلم و کاغذ میخواد و به شدت شروع میکنه به گریه کردن وبدنش میلرزه ، عرق میکنه . بچه ها ازش میپرسن چی شده  ، میگه … ماجرا به این صورت بود […]

بازدید : 395
گمنامی آشنا …

سالها بی خبر بود از جگر گوشه ای که؛می گفتند عشق مجنون او را به وادی گمنامی کشانیده و اسیر خاک مردپرور جزیره اش کرده است.در شب 19 ام ماه مبارک رمضان ,در میانه  شب قدر آمده بود تا سرنوشت یک ساله اش را درکنار فرزند به آسمان رسیده اش به روشنایی برساندو دل بی […]

بازدید : 572
یک خاطره از روزهای رزم شهید محمودرضا بیضایی

اولین بار محمودرضا را اواخر تابستان در حوالی حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) دیدم و با او آشنا شدم. رفتار و کردار او را که مشاهده می‌کردم مرا به فکر وا‌داشت که چگونه او و دوستان جوانش بعد از گذشت نزدیک سه دهه از سال‌های دفاع مقدس و عصر امام خمینی(ره)، همانند خط‌شکنان عملیات‌های […]

بازدید : 1008