یـا شـهـیـد
گروه اخبار
۲۸ مهر ۱۳۹۳
769

دیدار صمیمانه با خانواده شهیدان خالقی پور

به گزارش یا شهید ، رئیس مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به همراه جمعی از پرسنل این مجموعه به دیدار از خانواده شهیدان خالقی پور رفتند و دقایقی را مهمان خانه این خانواده گرانقدر بودند. در این دیدار علیرضا اکبری بیان نمود : همواره ما باید مدیون خون شهدا باشیم  بالاخص شما خانواده هایی […]

به گزارش یا شهید ، رئیس مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به همراه جمعی از پرسنل این مجموعه به دیدار از خانواده شهیدان خالقی پور رفتند و دقایقی را مهمان خانه این خانواده گرانقدر بودند.

در این دیدار علیرضا اکبری بیان نمود : همواره ما باید مدیون خون شهدا باشیم  بالاخص شما خانواده هایی که سه شهید را تقدیم انقلاب و میهن اسلامی کردید . و همواره باید یاد و خاطره آنان را گرامی بداریم .

در ادامه این دیدار مادر سه شهید خالقی پور لحظاتی را به بیان خاطرات فرزندانش پرداخت . مادر شهیدان خالقی پور بیان نمودند: فرزندم داود متولد سال ۱۳۴۴ بود و اولین بار که حضرت امام خمینی (ره) فرموده بودند: بسیج ۲۰ میلیونی تشکیل بشه همان روز به مسجد رفت و در بسیج ثبت نام کرد و در عملیات والفجر مقدماتی و چند عملیات شرکت کرده بود و در آخر در عملیات خیبر جزیره مجنون ۶۲/۱۲/۲۲ که الان به نام روز شهید نام گذاری شده است ، یک ساعت بعد از شهادت سردار شهید همت به درجه شهادت نائل گردید. داود قبل از شهادتش بیش از ۱۰۰ نفر عراقی را به درک واصل کرده بود چون تیر بارچی بود و عراقی ها دیدن نمیتونند کاری بکنند با خمپاره داود را به شهادت رساندند.بعد از اون رسول به جبهه اعزام شد که اون موقع ۱۵ سال بیشتر نداشت.

1000

مادر شهید در ادامه بیان نمود: وقتی کوچکترین فرزندم رسول داشت اعزام می شدیک خبرنگار اومد و با من صحبت کرد و چون می دونست ۲ فرزندم تقدیم انقلاب کردم ازم پرسید که ناراحت نیستی که بچه سوم شما به جبهه اعزام میشه من در جواب خبرنگار گفتم چرا، ناراحت هستم خبرنگار پرسید : پس چرا اجازه می دهید من درجواب گفتم از این ناراحت هستم که فرزند بیشتری ندارم تا به جبهه اعزام کنم و ای کاش به تعداد موهای سرم پسر داشتم و تقدیم انقلاب و رهبر می کردم.بعد اون آقای خبرنگار اشک در چشمهایش جمع شده بود بعدا متوجه شدم که اون خبرنگار شهید آوینی بود که با من مصاحبه کرده بود.

IMG_5618

در عملیات بدر سال ۶۶ رسول من از ناحیه ریه شیمیایی شده بود . بعد در سال ۶۷ در عملیات مرصاد با منافقین جنگید تا در پنجم مرداد ۱۳۶۷ در آغوش برادرش علیرضا به شهادت می رسد.

IMG_5579

۴۰ روز جنازه های علیرضا و رسول در عراق مونده بود که بعد از قطع نامه ۵۹۸ پیکر های شهدا با عراق مبادله شد و پیکر های این دو برادر شهید را برای ما آوردند.وقتی میخواستند رسول را داخل قبر کنند مرا صدا کردند تا پیکرش را داخل قبر بذارم منم گفتم که نمی تونم رسول را بلند کنم ، چادرم را بستم به گردنم و رفتم داخل قبر ، تیمم کردم بعد وقتی رسول را به من دادند احساس کردم بچه ۴ الی ۵ ساله به من دادند. داخل قبر که بودم لحظاتی  با رسولم صحبت کردم و گفتم از خدا بخواه به من صبر بده و نذار دشمنانم شاد بشن.

بعد که از قبر بیرون آمدم از همه پرسیدم که رسول چرا این همه کوچیک بود ولی کسی جوابم و نمیداد بالاخره یکروز یه بچه بسیجی به من گفت که بدن رسول در خاک عراق مونده بود و پوسیده شده بود و فقط پاها و سینه و سر رسول مونده بود و ما این پیکر را کنار هم گذاشته بودیم برای همین کوچیک شده بود.

داود آخرین باری که می خواست بره اومد به من گفت مادرجان من میخوام برم من گفتم وقتی پدرت میخواست بره به شما یه چیزی گفت : مواظب خانواده باشید من میرم لبنان.

ولی اون لحظه دستامو گرفت و گفت امکان داره این دفعه شاید خدا منو قبول کنه من یه خوابی دیدم ولی نمیخوام ناراحتت کنم .مادر باید آنقدر قوی و با استقامت باشی وقتی جنازه های مارو آوردند دشمنان کور بشن، دوستان خوشحال.

روز اول سال تحویل ۶۳ بود که در خونه رو زدند و رفتم دیدم یکی از بچه های بسیجی ها اومده بود و تا منو دید هول شد .آن بسیجی گفت جنازه داود رو آوردن این پلاکشه من دیدم پلاک بدون زنجیر بود . اون بسیجی گفت :گردنش شیمیایی شده بود و بدنش ورم کرده بود و این زنجیر تو گردنش دفن شده بود.

IMG_5583

وقتی پیکر رسول و علیرضا را آورده بودند محل شلوغ شده ولی مردم آمده بودند و همان موقع بود که من میکروفن مداح را گرفتم و بلند اعلام کردم: سلام برامام و رهبرم این سه تا بسیجی رو تقدیم شما و انقلاب کردم انشالله خداوند قبول کند.

لازم به ذکر است شهید داود خالقی پور اولین شهید خانواده در سال ۱۳۶۲ عملیات خیبر جزیره مجنون به درجه شهادت نائل گردید.

و دو شهید دیگر رسول و علیرضا به طور همزمان در منطقه شلمچه پاسگاه زید در سال ۱۳۶۷ و در عملیات مرصاد در آغوش یکدیگر به درجه رفیع شهادت  نائل شدند.

IMG_5596

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: