یـا شـهـیـد
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
749

محو تماشای تو ام ، بابا ! …

پدر است دیگر!  همیشه بسان کوه می ماند. حالا که حاصل عمرو ثمره زندگی شیرینش را به آسمانها سپرده ؛اشک نمی ریزد، فقط چشم می دوزد به قاب عکسهای پسر دردانه اش و خاطرات ریز و درشت آقا زاده اش ، آرام آرام در مقابل مردمکان چشمانش رژه می روند. چه درد عجیبی ایست ، […]

پدر است دیگر!  همیشه بسان کوه می ماند. حالا که حاصل عمرو ثمره زندگی شیرینش را به آسمانها سپرده ؛اشک نمی ریزد، فقط چشم می دوزد به قاب عکسهای پسر دردانه اش و خاطرات ریز و درشت آقا زاده اش ، آرام آرام در مقابل مردمکان چشمانش رژه می روند.

چه درد عجیبی ایست ، این حس جاماندگی و انفصال از معبود.پسر جبهه ندیده اش ، در سالهای حماسه نبوده اش ،اینبار گوی سبقت از وی ربوده و همنشین عرشیان گشته است.خود سالها خاک جبهه توتیای چشم کرده و آرزوی وصل بر سر پرورانیده؛ اما چه کرد این علمدار فرزندش ،که درهای آسمان به رویش آغوش گشودند ومحرم حریم حرم یار ش کردند.

 

 

11192710_990509040973581_124964071_n

………………

پدر مجاهد حرم آل الله !  کلمات عاجزند از توصیف عزمتت که چنین شیر مردی پروراندی و با دستان خویش راهی دیار هجرتش کردی. بگو چه کرده بودی که اباعبدالله شایسته دید تو را و چون او که علی اکبرش را به میدان فرستاد تا پاسدار حریم زینبش باشد ؛ تو را و فرزندت را لایق درک لحظات حماسی کربلا یش کرد.

چه غریبانه و دلتنگ ، در میان انبوهی از تصاویرآن شیر مرد میدان زینبی تنها نشسته ای و با حسرتی جانگداز ، محو شیدایی های جگر گو شه ات گشته ای.غمت مباد ،مبارزه پسرت مسیر تاریخ را تغییر خواهد داد و طلوع خورشید پیکره منجمد بشریت را حیاتی دوباره خواهد بخشید.ما محکم ایستاده ایم تا آن روز چون فرزندت که ؛ آرمانش فجر صادق آفتاب بود …

…………..

 

images

و……

محمد حسین خلیلی که بیشتر رسول نامیده می شد؛ در ۲۰ آذر سال ۶۵ چشمان پدر را متبرک بر حضور خاکی اش کرد . سال ۹۲ بود که حریم آل الله را در خطرحمله تروریستهای وهابی – صهیونیستی دید و به یاری عقیله بنی هاشم شتافت.شهید مدافع حرم ، رسول خلیلی سرانجام پس از دوره ای مجاهدت عاشقانه، سرانجام در ۲۷ آبان سال ۹۲ در نزدیکی حرم حضرت رقیه آسمانی و جسم خاکی اش در گلزار شهدای بهشت زهرا س قطعه ۵۳/ردیف ۸۷/ شماره ۴ تا ظهور مولایمان به امانت سپرده شد …

نظرات

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: